خرید بک لینک
علی تا چشمم به دنیا باز شد افتادم به کار و پول دراوردن باید خرج همه چیو میدادم خونه ماشین پس انداز برای روزای بد دانشگاه و گذاشتم کنار چون پول نداشتم البته کونشم نداشتم رفتم به جاش مدرک گرفتم بلد نیستم با پسر رفتار کنم بلد نیستم دلبری کنم بلد نیستم شیطونی کنم کسیم من و پیدا نمی کنه اون وخت فکر میکنم چاقم و زشت علی از زندگیم متنفرم فردا روز تغییر تنهاییم 100 میشه دیگه دیگه تا 10 شب کار می کنم صبحش می خوام برم باشگاه شروع کنم به دویدن دویدن خوبه علی تند می دوی انگاری که همه ی افکار منفیت دور میشن ازت علی هر از گاهی از سر تنهایی دو تا قطره اشک می ریزم بعد به خودم دلداری می دم می گم نگران نباش کارت که درست شد ایشالا ادم درستم تو زندگیت پیدا میشه بعد علی میشنم به تو فکر می کنم به تو که داری دور تر و دورتر میشی ازم به ریکم فکر میکنم که دیگه هیچ خبری ازش نیست علی همیشه فکر میکردم تو زندگیم اولین کسی که بیاد تو زندگیم موندگار میشه الان به این باور دارم میرسم که هیچکی منو دوست نداره علی روزای سخت دارن میان کارم داره تازه شروع میشه پلو خوری تموم شد خدایا بهم قوی بودن و یاد بده کمک کن تا حالا که همیشه بودی بازم باش خدایا شکرت برای داشته هام برای کار جدید سلامتیم زندگیم علی روزی هزار بار به خودم میگم درست میشه درست میشه درست میشه درست میشه درست میشه ....ای داد علی چشم های من دیگز جایی را

برچسب: نویسنده: سارا مرادی تاريخ: چهارشنبه 29 آذر 1396 ساعت: 1:55

علی دوشنبه صبح گریه گردم به خاطر اینکه تولد 29 سالگیم تنها بودم البته تنها نبودم دوستام کنارم بودن ولی اونی که می خواستم نبود ریک بهم هفته یقبل تکس داد گفت تو خیلی خوبی بهتر از این ا لیاقت داری من ناراحتت می کنم بهش تکس دادم یعنی چی یعنی من دیگه تکس ندم بهت جوابمو نداد روز تولدم بهش گفتم اره تو واقعا من و ناراحت میکنی چون تولدم و تو نیستی جوابمو نداد علی دوشنبه صبح تو راه شرکت گریه کردم گولی گولی دلم براش تنگ میشه علی دوسش داشتم علی حیلی دوسش داشتم الانم دارم فکر کنم از یادم نمیره کاشکی یکی بیاد که بمونه من نامردی و دوست داشته نشدن یادم بره بمونه علی بمونه علی چشم های من دیگر جایی را نمی بینند تو به جای من نگاه کن پشت بام ها را بگرد پببین پیش کدام کبوتر است خوشبختی را می گویم علی

برچسب: نویسنده: سارا مرادی تاريخ: چهارشنبه 29 آذر 1396 ساعت: 1:55

علی یه فیلم کوتاه میسازم آخر که فقط روش یه آهنگ پیانو باشه که میشه قلب آدم و باهاش فشار داد از موهای فر خودم شروع میکنم که برمیگردم و می خندم بعد خنده های من تو فیلم کمتر کمتر میشه آخرم تموم میشه اون اول تو هستی دستت تو فیلم هست بالای شهر وایسادیم نگاه میکنیم به شهر تو حرف میزنی من دلبری میکنم عشق و میشه تو نگاهمون خوند امید توی چشمای من میشه دید بعد یهو میرم روی صحنه ی تند تمام تعطیلات تنهایی گذروندمو تمام آخر هفته های انتظار کشیدنم برای یک تکس بعدم که دیگه تموم میشه آخر فیلم خودمم میرم همون جا که مخم و زد علی ,همون بالای شهر وایمیسم میشه تمام شهر و دید علی ولی این دفعه تنهاسکانس آخر خودمم ,تنها ,بدون لبخند ,سیگار میکشم آه میکشم, سیگار و زیر پام له میکنم اسم فیلم :اینجا بدون تو

برچسب: نویسنده: سارا مرادی تاريخ: چهارشنبه 29 آذر 1396 ساعت: 1:55

توی کوچه های غم با صدای پاش میاد

علی روزام همون قدر تکراری و مسقزه اس که شباش

دلتنگی خونواده یه طرف

دلتنگی ریک یه طرف

علی

با یکی رفتم بیرون

به نظر ادم خوبی میاد

درامدش خوب نیست ولی خوشتیپ و مهربون

اگه یکم محکمتر حرف میزد

اگه شب کار نبود

اگه یکم بیشتر حرف میزد

علی

علی

علی

علی

بیا

شیدایم کن

پیدایم کن

برچسب: نویسنده: سارا مرادی تاريخ: چهارشنبه 29 آذر 1396 ساعت: 1:55

علی یه روزی فقط میخوام صبح بلندشم برم روی کاناپه دراز بکشم پی ام سی روشن کنم و بهش خیره بشم به هیچی فکر نکنم بی دغدغه, راحت فکر نکنم این کیس و باید چکار کنم سر کار مثل اون وقتا ی خونه مون همون روزا که منتظر بودی جواب کنکور بیاد و بی خیال بودی علی بعد دلم می خواد لاغر بودم میرفتم بیرون غذا می خوردم بدون این که فکر چاقی باشم بی دغدغه لذت غذا خوردن داشته باشم علی این روزا حالم خوبه با ریک مقداری آشتی کردیم دیدمش یکم عجیب بود ولی دیدمش بهم تکس دادگفت حالم خوب نیست حالم از زندگیم بهم میخوره گفتم منم همینطور بیا باهم بالا بیاریم بعد آومد دنبالم رفتیم دور زدیم باهم علی ولی از وقتی رفتیم بیرون نیستش دوباره نمیدونم دیوونه اس منم داره دیوونه میکنهعلی بیا دنیا جای بدی شده من دارم کار میکنم فقط و هیچ لذتی از زندگی نمیرم هیچکی بقلم نمیکنه بگه درست میشه علی بیا بغلم کن بگو درست میشه نگران نباشباهم درستش میکنیم نوشته شده توسط آبی در 6:1 | لینک ثابت •

برچسب: نویسنده: سارا مرادی تاريخ: چهارشنبه 29 آذر 1396 ساعت: 1:55

علی روز ها میگذرنهفته ها می گذرنمن تقریبا هر هفته میرم دیت یکی و میبینم کسی موندگار نیست همه گم میشن فکر میکنم زشتم فکر می کنم چاقم فکر میکنم همیشه تنها می مونم تنهایی داره اذیتم میکنه دعا میکنم زودتر یکی پیدا بشه دعا میکنم یکی کنارم باشه آین روزا دلم گرفته تو نمیای علی تو هیچ وقت نمیای توی خیالم همیشه هستی علی بعضی وقت ها که حالم خوش نیست یه دختر بچه ی تپل تنها توی گوشه اتاق میبینم که تنهاست ,داره گریه میکنه ,علی تنهام زندگی سخت میگذره هیچ وقت اسون نیست علی کاری بکن تا دیر نشده نوشته شده توسط آبی در 6:9 | لینک ثابت •

برچسب: نویسنده: سارا مرادی تاريخ: چهارشنبه 29 آذر 1396 ساعت: 1:55

علی قلبم تیر کشید امروز وقتی فهمیدم دیوالی

پارسال همین موقع ها بود که داشت توی پارک برام از داستان های دیوالی می گفت

دوباره اون دختر بچه داشت توی دلم گریه میکرد از دلتنگی

علی

دلتنگی

خر است

دوست نداشته شدن خر تر

برچسب: نویسنده: سارا مرادی تاريخ: چهارشنبه 29 آذر 1396 ساعت: 1:55

علی زندگی میگذره من میرم بیرون آدم جدید میبینم هیچ کدومشون من و نمی خوان هیچ کدومشون من و دوست ندارن علی شب روز میشه روز ظهر میشه میرم سر کار شب میشه هیچ خبری نمیشه زندگی روز مره ام حال آدم و بد میکنه علی آگه مامانم هر روز بهم زنگ نزنه دیگه کسی سراغ منو نمی گیره علی دنیای تنهایی من دیوانه کننده است روزی نیست که حالم از زندگیم بهم نخور تو نمیای علی روزگار عو ض نمیشه من تنها می مونم شب و روز تنها هم یه روز میمیرم فکر می کنم علی آگه من تصادف کنم و یه چیزیم بشه چی میشه مامانم بعد یه 24 ساعت یا 48 ساعت زنگ میزنه به خانوم صدر بعد اونا زنگ میزنن به نا جی خانوم کسی از من خبر نداره فکر میکنم آخر هفته شاید پریماه نگران بشه و یه کاری بکنه من مردم علی بعد از چند روز همه میفهمن گم شدم شاید بعد یه هفته بفهمن مردم من فقط نگران مادرمم علی نگران بابام مگر نه مردن ,بهتر از این زندگی علی وقتی آدم ناراحت ,بهتر به داشته ها ش فکر کنه منم الان اشکام و پاک میکنم به سلامتی خودم و خانواده ام فکر می کنم و خدا رو شکر میکنم زندگی از این بهتر نمیشه علی

برچسب: نویسنده: سارا مرادی تاريخ: چهارشنبه 29 آذر 1396 ساعت: 1:55

حالم بده علی

دورم شلوغ هست

پر از دوستای جدید، کارای جدید

ولی حالم خوش نیست

شیک شکلاتی هم میخورم

ولی تاثیر نداره

کاشکی تو بودی علی

علی

دعا کن زود این کار جدید رو یاد بگیرم

علی

سردمه

گرمم کن

با حرفات

برچسب: نویسنده: سارا مرادی تاريخ: چهارشنبه 29 آذر 1396 ساعت: 1:55

علی بالا آوردم 3 بار بالا آوردم قصه از اونجا شروع شد که مدیر من فکر کرد خیلی بلدم و کار من و زیاد کرد و من و زود تر انداخت تو کیو کالاین هفته هفته ی اول بود و من هر روز سکته کردم از ساعت 12 تا 4 بعد ظهر من باید به صورت آنلاین با مشتری حرف بزنم من سکته میکنم هر روز علی صدای قلبم و میشنوم روز اولم گند زدم علی اعتماد بهش چیز خوبیه که من زیاد داشته باشم و ندارم بالا آوردم 3 بار بالا آوردم دفعه ی اولم بود بالا میآورد مزانو زدم و بالا اوردمسه بار تخلیه کردم همه ی آسترس ی که کشیدم تنهایی استرس کشیدن سخته علی اینکه کسی نباشه و درد دل نکنی باهاش آیه کسی نباشه که بقلش کنی همین میشه که بالا میارمعلی روزها دارن میگذرن و من هر روز ناامید تر از دیروز که کسی بیاد و بمونه علی پیدایم کن علی چشم های من دیگر جایی را نمیبینند تو به جای من نگاه کن پشت بام ها رو ببین ببین پیش کدام کبوتر است خوشبختی را میگویم علی خوشبختی را خوشبختی را خوشبختی را

برچسب: نویسنده: سارا مرادی تاريخ: چهارشنبه 29 آذر 1396 ساعت: 1:55

صفحه بندی